ظلم بر کلمات:
یک طرح یونانی برای تجزیۀ ایران
1
دکتر محمدعلی اکبری (استاد تاریخ دانشگاه شهیدبهشتی) در ابتدای کلاس های خود جمله جالبی را از کنفوسیوس نقل می کرد: «نخستین ظلم با ظلم بر کلمات آغاز می شود». و آدم هر چه نگاه می کند می فهمد که الحق و الانصاف هم غیر از این نیست. این گونه است که مثلاً در کشور خودمان «حمایت از تولید داخلی» عملاً بدل می شود به انحصار بازار خودرو، دادن آهن پاره های بی کیفیت و آن هم به قیمت کاذب به خورد خلق الله و سرانجام هم سر دادن شعار «راه تو را می خواند». همان راهی که قرار است هر ساله جان هزاران هزار ایرانی را بگیرد.
و یا اینکه «جنگ علیه تروریسم» فرصتی می شود تا آمریکا دهات پاکستان را کُن فیکون کند، ازبکستان دره فرغانه را قُرق کند و چین اقلیت مسلمان خود را سرکوب نماید. هنوز پرونده کشتار مسلمانان بوسنی، شیعیان و کردهای عراق، مردم کامبوج و فلسطین و روآندا مفتوح است که روسیه و گرجستان بر سر درگیری چند روزه در اوستیا و از روی لج و لج بازی به دادگاه لاهه شکایت می برند و یکدیگر را به «جنایت علیه بشریت» متهم می کنند. و یا اینکه حکومتها عنوان «جمهوری» بر خود می گذارند و به نام دموکراسی، انتخاباتی برگزار می کنند که همیشه حزب حاکم به عنوان پیروز از صندوقها بیرون می آید و بعد از مرگ روسای جمهور مادام العمر (؟) این ساختار دموکراتیک به فرزندانشان به ارث میرسد. بله، روزگار عجیبی است...
2
حالا حکایت «حقوق اقلیت ها» همین گونه شده است. در ایام نوروز با مطلبی از دکتر محمد شمس الدین مگالوماتیس Muhammad Shamsaddin Megalommatis راجع به اقلیت های قومی ایران در وبسایت «امریکن کرونیکل» برخوردم. در این وبسایت، دکتر مگالوماتیس به عنوان خاورشناس، تاریخنگار و پژوهشگر علوم سیاسی و صاحب کتابها و مقالات بسیار معرفی شده است. دغدغه این دکتر 52 ساله یونانی که در سن سی و شش سالگی به دین اسلام و طریقت صوفیان گروید، همانا دفاع از حقوق اقلیتهای قومی (از دارفور گرفته تا تبت) و حمایت از استقلال کاتالان، باسک، کُرس و اسکاتلند است.
اکنون وی به سراغ ایران آمده و قصد دارد که در طی مقالاتی به وضع اقلیت های قومی این کشور و خصوصاً مورد «آذربایجان جنوبی» بپردازد. دکتر مگالوماتیس در نخستین مقاله خود (26 مارس 2009) خواستار تجزیه کشور ایران به سیزده بخش شد تا بدین ترتیب ملتهای تحت ستم آذری، لاری، اعراب آرامی، سورانی، هورامی، گورانی (که به گفته دکتر مگالوماتیس این سه گروه به اشتباه «کرد» خوانده می شوند)، قشقایی، لر، بختیاری، لک، بلوچ، گیلک، مازندرانی و ترکمن آزادی خود را بیابند. او در دومین مقاله خود (28 مارس 2009) با بیان مقدماتی در نقد شرق شناسی و تاریخنگاری استعماری، اروپامحور و فراماسونر به سراغ تاریخ آذربایجان پیش از اسلام می رود و با انکار وجود «ایران تاریخی» عنوان می دارد که بجای اصطلاح «فلات ایران» باید از عبارت «فلات آذربایجان» استفاده نمود. وی در پایان توصیه هایی نیز برای تاریخنگاری ملی آذربایجان ارائه می نماید که در صدر آنها «فارس زدایی» از تاریخ آذربایجان است. حال باید منتظر بمانیم تا ببینیم آقای مگالوماتیس در مقالات بعدی خود چه رهنمودهای دیگری ارائه خواهد داد.
3
اما فارغ از تعصبات و دلبستگی های ملی و محلی، واقعاً آبشخور و هدف طرح چنین مباحثی چیست؟ چرا فردی که حتی آگاهی ابتدایی از مفهوم «ملت» و همچنین از گروههای قومی کشور مورد بررسی خود ندارد، به خود اجازه می دهد با سوء استفاده از مفاهیمی چون «حقوق اقلیت ها» و «حق تعیین سرنوشت» به مطرح ساختن چنین مطالبی و برانگیختن سوء تفاهم، تخاصم و بدگمانی بپردازد؟ بی گمان ترویج هرگونه مطلبی که منجر به ایجاد کینه و نفرت، نژادپرستی، عدم تسامح، تساهل و پذیرش «دیگری» باشد، محکوم است؛ خواه بیان این مطلب با ادعای «ایران پرستی» باشد و خواه «ایران ستیزی».
آیا اهتمام نسبت به پیشینه و نقش اقوام ایرانی در تاریخ چندهزار ساله این محدوده جغرافیایی، راهی جز نفی دیگران، کوبیدن بر طبل تجزیه طلبی و دامن زدن به دشمنی و خصومت ندارد؟
همچنین جا دارد پرسشی عمومی تر را از دکتر مگالومیس و امثال وی بپرسیم: آیا «استقلال سیاسی» مترادف با «آزادی» و «پیشرفت» است؟ آیا دکتر مگالومیس که مدعی است از بیش از هشتاد کشور دنیا دیدن کرده و در یونان، ترکیه، ایران، عراق، سوریه، اسرائیل، مصر، روسیه، فرانسه، انگلستان، آلمان و بلژیک زندگی نموده، چهره کریه ناسیونالیسم افراطی و قومیت گرایی را در همسایگی خود یعنی منطقه بالکان ندیده است؟ آیا او از شرایط سیاسی حاکم بر جمهوریهای استقلال یافته از شوروی سابق بی اطلاع است؟
چنانکه وی در مقاله خود از جمهوری آذربایجان با عنوان «سرزمینی که آذری ها در آن با آزادی زندگی می کنند» یاد می نماید. آیا جناب آقای دکتر مگالوماتیس که به گفته خودشان دانشمند علوم سیاسی Political Scientist هستند، سلطۀ موروثی خاندان علی اف بر شئون ملت آذربایجان قفقاز را به معنای آزادی می داند؟ این در حالی است که همین چند هفته پیش گروه حقوق بشر Freedom House مستقر در ایالات متحده، در گزارش سالیانه خود ضمن انتقاد از انحصار قدرت در دست الهام علی اف و حزب وی، جمهوری آذربایجان را کشوری «فاقد آزادی» اعلام نمود. در پایان از خداوند می خواهم که ما را در زمرۀ «ظالمین» قرار ندهد؛ خصوصاً آنانکه بر «کلمات» ظلم روا می دارند!
برای دیدن مقالات آقای مگالوماتیس می توانید به آدرس های زیر مراجعه نمایید:
http://www.americanchronicle.com/articles/view/95965

*
